|
|
|
|
|
پورپیرار در طی سخنرانی پر تنشی در دانشگاه زنجان اظهار داشت: فاجعه پوریم به عنوان بزرگترین واقعه تمدن سوز تاریخ بشر، به دستور داریوش هخامنشی به وقوع پیوسته است! مخالفین: تورات جعلی است و پور پیرار مامور سازمانهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل جهت انهدام هویت پارسی در ایران است! موافقین: اگر حقگو نیستید لااقل جرات شنیدن حقیقت را داشته باشید! ناصر پور پیرار به عنوان یکی از فارس زبانان و مورخین دگر اندیش تاریخ باستان ایران چهره ای شناخته شده است.سلسله کتابهای او تحت عنوان کلی «تاملی در بنیان تاریخ ایران؛ دوازده قرن سکوت» موجب بروز مباحثات و مناقشات شدیدی در میان مورخین موافق و مخالف وی شده است. موافقین او معتقدند که به دلیل این قبیل روشنگریهای، پور پیرار دچار انواعی از حملات رسمی و غیر رسمی شده است.دو جلد از کتابهای اخیر وی از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع النشر شده و خود او نیز جهت پاسخ گویی به تحقیقات منتشر شده تاریخی اش راهی بازداشت گاه گردیده است! روز سه شنبه 29/9/84 ، ناصرپورپیرار به دعوت جمعیت اسلامی دانشجویان تورک دانشگاه زنجان در ساعت 17 جهت سخنرانی در سمیناری باعنوان «تاملي بر تاريخ نگاري ايران»، وارد آمفی تئاتر مملو از جمعیت تالار«سهره وئردی» دانشگاه زنجان شد. نخست حسن حسینعلی بعنوان یکی از دانشجویان رشته تاریخ به معرفی آثار و نظرات پور پیرار پرداخت و اورا فردی دانست که به رغم مخالفتهای شدید صاحبان زرو زور و تزویربا شجاعتی که واجد پشتوانه های قوی علمی است از اندیشه و تحقیقات نوین خود در خصوص تاریخ باستان ایران دفاع می کند. سپسی ناصر پور پیرار در میان تشویقهای وسیع حضار در پشت تریبون قرار گرفت. پور پیرار اظهار داشت:«امشب سینمایی از بخش تاریخ شرق میانه و کهن را از طریق کمک گرفتن از تصاویر بیان خواهم کرد و بخش پنهان مانده تاریخ این منطقه وسیع و تمدن ساز را با زدودن غبارهای 2500 ساله آن شرح خواهم داد.اساسا تاریخ امروز ایران روایت ایرانیان نیست. بلکه این تاریخ عبارت است از مجموعه ای از تالیفات و حکایات مورخین روس،آلمانی،انگلیسی و ایتالیائی. اگر هم مورخین ایرانی در این خصوص مطالبی نوشته اند درکل اقدامی جز تبعیت، تدوین، بیان و انعکاس مطالب مورخان خارجی کار دیگری نکرده اندبه این ترتیب تاریخی که به دست بیگانگان نوشته شده برای شاگردان ایرانی آنها مورد پذیرش قرار گرفته و وارد کتب درسی و مراسم ملی ما شده است.» پور پیرار با اشاره به اینکه اکثریت مطلق این تاریخ نویسان یهودی بوده اند و همه آنها بدون تفاوت خاصی مطالب همدیگر را مورد تایید قرار داه اند می پرسد:« از چه روی تاریخ ایران برای این مورخان تا این حد جذاب بوده و به چه دلیل در خصوص تاریخ 2500 سال قبل این فلات ،چنین اتفاق نظری جود دارد در حالیکه حتی در خصوص حوادث جنگ جهانی دوم که در همین 70 سال گذشته بوقوع پیوسته هرگز نمی توانیم شاهد چنین اجماع نظری باشیم؟!» با درخواست پور پیرار مجموعه بسیار نفیس و منحصر بفردی از آثار سفالی ، سنگی و فلزی مکشوفه در فلات ایران به نمایش گذاشته شد که قدمت آنها به چند هزار سال قبل از حضور هخامنشیان در ایران می رسید و نشانگر حیات و بالندگی تمدنهای عموما ناشناخته ای در چهار گوشه فلات ایران می کرد. او اظهار داشت: «شرق میانه کهن، مادر تمدن بشری است ومهد تمدنهایی است که سراغ انها را می توان ازهفت هزار سال پیش در گستره وسیعی از مصر تا شرق فلات ایران گرفت. » پورپیرارمعتقد است:« شرق میانه کهن کلید تمدن امروز بشری است چراکه تمدنهای دیرین این سرزمین شامل تجمعات پیشرفته،سیستمهای مترقی ابیاری، خدایان متعدد و افسانه های جذاب، معابد زیبا، سفالهای هنرمندانه، صنعت ریخته گری و همچنین تقنین نخستین قوانبن بشری بوده است.حتی انسان بابلی جهت رصد آسمان اقدام به ساختن برج عظیم بابل می کند که خود مقدمه ای برای پیشرفتهای فضایی امروز است.اما به رغم وجود این همه عظمت و شکوه در تاریخ هفت هزار ساله اقوام ایران، کمترسازمان و موسسه دولتی ای مایل است تا اقدام به تحقیق و تفحص در این وسعت کهن و پنهان کند.در مقابل همین نهادها با برق انداختن سنگهای تخت جمشید فقط می کوشند تا تاریخ این مملکت کهن را به کوروش و داریوش برگردانند.» پور پیرار اظهار داشت: « مثلا در مورد تمدنی که از جیرفت سر بر آورده است تا دو سال تمام ، دست سارقان ویاغیان در سرقت و یغمای آثار نفیس این منطقه باز گذاشته شده بود و سازمان میراث فرهنگی کوچکترین توجهی به گزارشهای مسئولین دلسوز نمی کرد!» او افزود: «برای من ثابت شده است که این سازمان عریض و طویل هیچ علاقه ای به تاریخ و فرهنگ قبل هخامنشی ندارد.اینها فقط خود را خدمتگزار تاریخ هخامنشی می دانند!» پس از نماشی اشکال و تصاویر آثار تاریخی ، پور پیرار اظهار داشت : «همه این قبیل اثارنفیس تمدنی بشر شرق میانه، کوتاه زمانی پس از به قدرت رسیدن هخامنشیان از صفحه تاریخ گم می شود بنوعی که پس از 1200 سال اثار تمدنی مکشوفه در همین منطقه بسیار ابتدائی است و نشان دهنده ضعف شدید علمی ،هنری و مدنی اقوام سازنده ان می باشد!» او می پرسد چه شده است که ناگهان پس ازگذشت 1200 سال از حکومت هخامنشیان اقوام فلات ایران به رغم سیر محتوم تکاملی دچار چنین نزول دهشتناکی شده اند؟! پور پیرار با تکیه بر همین نکته اعلام داشت که وقوع یک حادثه عظیم و بسیار مهلک سبب اهلاک و قهقرای تمدنی در فلات این سرزمین شده است. او با بازخوانی آیات معینی از کتاب مقدس تورات به حادثه ای تحت عنوان«پوریم» اشاره می کند و ازقول قوم یهود می گوید:مطلع شدیم که مردم منطقه شرق میانه تصمیم به نابودی یهودیان گرفته اند.پس ما پیشدستی کردیم وبا کمک هخامنشیان دشمنان خود را در سیزدهم ماه اداراز بین بردیم و 77 هزار تن از آنها را هلاک کردیم! پور پیرار با این پرسش بحث خود را آغاز می کند که چرا وقتی مورخان غربی از طوفان نوح و ساختن کشتی نوح به تفصیل سخن می گویند در قبال حادثه پوریم سکوت اختیار کرده اند و حتی در دائره المعارفها نیز در مورد این ماده سخنی به میان نیامده است؟! او افزود: « سندی از دوران هخامنشان تحت عنوان کتیبه بیستون در دست است که در آن سنگ نوشته، شرح مقاومتهای ملل تحت ستم هخامنشیان علیه داریوش ثبت شده است.در این کتیبه از قیامهای سراسری و مستمری سخن گفته می شود که همزمان با امدن داریوش در سراسر قلمروی هخامنشیان بوقوع پیوسته و هخامنشیان نیز جهت خاموشی شورشها به شدیدیترین سرکوبها و قتل عامها متوسل شده اند. پور پیرا معتقد است این نبرد جمعی علیه داریوش خودجوش نیست و به نوعی تحت کنترل یک سازمان مرکزی ضد هخامنشی قرار دارد و این سازمان به دلیل همپیمانی یهودیان با جلادان هخامنشی خواهان نابودی دشمنان خویش می باشد. پور پیرار معتقد است :«بعد از فاجعه پوریم منطقه به قدری خالی از سکنه شده که بشر برای 1200 سال در شرق میانه قادر به تولید یک سنجاق سر نیز نشده است.اما به رغم این مسائل برخی از مورخان از یافته شدن اثار ساسانی خبر می دهند.مطابق ادعای این مورخان ،بشقابها و کوزه های یافته شده مربوط به مناطق اورال،ایتالیا و بلغارستان است.توجه کنید که همه آین اثار در خارج از فلات ایران امروز یافته شده است.می پرسیم این اثار چگونه خود را به ان نواحی دوردست رسانده اند؟! در مورد منطقه اورال می گویند که ایرانیها در دوران ساسانی به پوست خرس علاقه داشتند لذا در مبادلات پایاپای ، بشقاب ساسانی می دادند و پوست خرس اورالی می گرفتند!» پور پیرار می پرسد : «پس از چه روی تاکنون در درون فلات ایران، بعنوان مرکز اصلی این تولیدات فرضی، هیچ اثری یافت نشده است؟!» او همچنین می گوید: « توجه داشته باشید که برخی از اثار مکشوفه منسوب به دوران ساسانی به حدی تازه و صیقلی است که مورخ در نگاه اول به جعلی بودن انها پی میبرد!» پور پیرار از بشقابی سخن می گوید که منسوب به یزگرد سوم ساسانی است. او می گوید: « به دلیل تشابه تاج نقش اسب سوار موجود در این بشقاب با نقوش سکه های ادعایی دوران یزد گرد، انرا ساسانی و مربوط به یزد گرد سوم می دانند.»او می پرسد: « اما چرا ان سکه ها ساسانی دانسته شده اند؟ در جواب می گوید: «همین مورخان به دلیل تشابه نقوش این سکه ها به ان بشقاب آنرا ساسانی می دانند!» وی با به سخره گرفتن وجود چنین تسلسل باطلی در استدلالات تاریخی این توجیهات را تلاشی برای تاریخ سازی جهت ملل و اقوام ایران می داند. او بار دیگر به کتیبه بیستون اشاره می کند و نام برخی از اقوام مندرج در آن کیتبه را می خواند.اقوامی همچون اووجه، مودرای، سه ته گوشه، رخج،...که در حال حاضر تنها و تنها یک نام از آنهابر روی سنگ نوشته مذکور باقی مانده است و دیگر هیچ! او می گوید:« همه این اقوام در فاجعه پوریم به دست هخامنشیان و یاوران انها کشته شده اند. به همین دلیل است که در ایران امروز هر جا کاویده می شود تمدن نابود شده ای از دل خاک سر بر می اورد.تمدنی که ثروتهای ان رها شده است!» او مجددا می پرسد:« اگر سبب این اتفاقات مهلک یک حادثه طبیعی است چرا بازماندگان برای بازیافت این ثروتها همچون همیشه باز نگشته اند؟!» او به اکتشافات اقای نگهبان در حوزه تمدن مارلیک اشاره می کند و از اشیائ بسیار نفیس و رها شده ای در عمق نیم متری زمین خبر می دهد که تنها به دلیل گذر زمان با خاک و شن پوشیده شده است.چرا هیچ کس به رغم اینکه این اشیای بسیار بسیار نفیس سالهای سال برروی زمین قابل مشاهده بوده اند جهت تصاحب انها اقدام نکرده است؟! پور پیرار می گوید: «جواب این سئوال مرگ همه انسانها و اقوام ان روز ایران است! پس مورخان جهت پر کردن این شکاف عظیم تمدنی اقدام به جعل اوستا و مانی و مزدک کرده اند.من معتقدم همه کیتبه های واقع در جنوب ایران جعلی است و از صد سال پیش توسط برخی از مراکز غربی و از جمله دانشگاه شیکاگو در نقش رجب و نقش رستم کنده شده اند.» او معتقد است که پس از فاجعه هستی سوز پوریم تا طلوع اسلام بخش بزرگی از فلات ایران فاقد شواهد تمدنی است.پور پیرار مدعی است: «حتی با طلوع اسلام اسامی اشخاص و اماکن مجدد وضع می شوند.» او می گوید هر اسمی در هر زبانی معنایی دارد.مثلا بویوک در تورکی،احمد در عربی و...اما چرا در شاهنامه به هنگامه اشاره به اسامی ایران باستان کلماتی مطرح می شوند که فاقد هر گونه معنا هستند؟ او از سیصد اسم همچون رستم،منیژه،بیژن و... نام می برد که کوچکترین معنایی را تداعی نمی کنند! پور پیرار تاکید می کند که او اصلا قصد تخریب قوم یهود را ندارد و بهیچوجه دشمن یهود نیست و می گوید بدون هر گونه حب و بغض نسبت به تاریخ ایران بیائید یافته های تاریخی جدید را بررسی کنیم. او تاکید می کند: «در کمال تاسف مقامات کنونی جمهوری اسلامی حاضر نیستند به این یافته ها و تحلیلهای جدید تاریخی توجه کنند.به همین دلیل است که وزارتخانه های اموزش و پرورش،فرهنگ و ارشاد اسلامی،آموزش عالی و همچنین صدا و سیما و میراث فرهنگی همه ساکتند! او می گوید:« از چه روی مقامات جلوی بیان حماسه های دروغین شاهنامه را بعنوان تاریخ نمی گیرند اما مانع از بیان یافته های جدید تاریخی می شوند؟!» سخنرانی پور پیرار درمیان تشویقهای مکرر بیش از 400 دانشجوی حاضر در سالن به پایان رسید.اما در انتهای سالن جمعی که تعداد آنها کمتر از 30 نفر بود و به زبان فارسی صحبت می کردند بارها کوشیدند تا با فریادها و سوتهای خود نظم سالن را به هم ریزند.در دستان آنها ویژه نامه نشریه تخته سیاه، ارگان انجمن اسلامی دانشگاه زنجان نیز به چشم می خورد که علیه کتابهای پور پیرار نوشته شده و در سطح وسیعی توزیع شده بود. سپس نوبت به بخش سئوالات حضار رسید. اقای سید حسینی مجری این برنامه جهت هر چه دمکراتیک برگزار شدن اجلاس پیشنهاد شفاهی مطرح شدن پرسشهای مخالفین را به رغم وجود تعداد کثیری از سئوالات مکتوب پذیرفت. اولین سئوال از آن یک دانشجوی مخالف بود.او با قرائت ایه ای از قرآن کریم به کلمه مجوس اشاره کرد و گفت که به رغم ادعاهای شما قرآن مجوسان یعنی گبرانرا به رسمیت شناخته است.پور پیراربا بیان اینکه قران افصح الکتب است اظهار داشت مجوس به معنی گبر نیست و دلالت بر کسانی غیر از صابئین و اهل ذمه دارد.این دانشجو مجددا پرسید چگونه از تمرکز توجه میراث فرهنگی بر تخت جمشید سخن می گویید که در حال حاضر آنها نسبت به ساخت سد سیوند و نابودی تنگه بلاغی و اثار تخت جمشید بی تفاوتند؟ پور پیرار اظهار داشت از 20 سال پیش در خصوص ساخت این سد در مطبوعات خبر رسانی شده است. اکنون چه شده که طی یک سال گذشته ناگهان بحث خطرات آبگیری سد سیوند از طرف جمعی باستانگرا مطرح شده است؟! همین دانشجو با تاکید بر تحریف شدن تورات اعلام کرد که پوریم مورد نظر تورات مربوط به بخش تحریف شده ان می باشد. مخالف دیگری بر سن رفت و با قرائت چند بیت از ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه را کتابی دانست که تاریخ واقعی ایران را ترسیم و بیان کرده است.او با اشاره به آیه روم در قرآن کریم اظهار داشت که ترکیب قرآنی غلبت الروم به معنای تسلط امت اسلام بردو امپراطوری روم وا یران است! سومین سئوال از طرف فردی مطرح شد که با حمله به سن خود را به تریبون رساند و اظهار داشت که خود شیرازی است و پدر بزرگی 107 ساله دادر که در سن 17 سالگی سوار بر الاغی از کنار مکعب زرتشت گذشته و این بنا را دیده است.شما چگونه مدعی جعلی بودن این مکعب و نو ساز بودن آن طی 65 سال گذشته هستید؟! پور پیراراظهار داشت شما اصلا به حرفهای من گوش نکرده اید.من می گویم کتیبه های صد سال گذشته جنوب ایران جعلی است.من نمی گویم مکعب زرتشت جعلی می باشد.من مدعی جعلی بودن کتیبه های نقر شده بر روی ان هستم! این بار یک دانشجوی موافق بر سن رفت.او که به شدت مورد فحاشی مخالفین قرار گرفته بود اظهار داشت : اگر حق گو نیستید لااقل جرات شنیدن حق را داشته باشید. وی با اشاره به اینکه ملتهای اروپایی برای قرنهای متمادی بر اساس فیزیک ارسطوئی زمین را مرکز جهان می دانست اظهار داشت: اقایان مخالف باور کنید که دوران علمی ادعاهای شما سرآمده و زمین شما دیگر مرکز جهان نیست! این دانشجوی موافق اظهار داشت در میان ما اکنون در این جلسه کمتر کسی است که به دروغین بودن نصب یازده ترجمه از شعر معروف «بنی آدم سعدی » بر سر در سازمان ملل اطلاع داشته باشد! او نتیجه گرفت وقتی بسیاری ازموضوعات قابل مشاهده امروز را برای ما تا به این حد دروغ گفته اند دیگر وای به حال تاریخ ایران باستان! این دانشجو در پایان در خصوص قدمت و ارزش استوانه معروف به حقوق بشر کوروش سئوال کرد. پور پیرار اعلام داشت: در این خصوص دروغهای بزرگی گفته شده است. جهت تعیین قدمت کل استوانه و یا لااقل بخشهایی از جملات این استوانه نیازمند زمان سنجی فیزیکی هستیم.او همچنین گفت که حتی در صورت فرض صحت این استوانه ،اولین قوانین نوشته شده بشری بسیار بسیار قدیمیتر از تاریخ حضور کوروش است ضمن اینکه مطالب این استوانه نیز به دلیل نگارش از طرف قوم فاتح می تواند امری غیر حقوقی و کاملاسیاسی تلقی شود . آخرین مخالف به دنبال تهید شدید الحن مسئولین سیمنار در پشت تریبون قرار گرفت. او با تاکید بر بی ارزش بودن کتاب تورات .و نیز بیان جمله ای از ریچارد آرمیتاژ یکی از سیاستمداران آمریکائی در خصوص بربریت پارسیان در عصر کوروش و داریوش، پور پیرار را دشمن پارسیان،پان تورکیست،عرب زده،مامور مستقیم سازمانهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل دانست که قصد بی هویت کردن تاریخ ایران را دارد. با اعلام اتمام وقت از طرف مجری حدود پنج تن از مخالفین وی با نعره های بلند، پور پیرار را مورد فحاشی قرار داده وی را تهدید به حملات فیزیکی مهلکی کردند. اما بدنبال عکس العمل صدها تن از موافقین پور پیرار این تعداد به همراه جمعی از سمپاتهای خود ضمن قرائت سرود ای ایران مجبور به ترک جلسه شدنداما همچنان در راهروهای وردی ماندند و منتظر پور پیرار شدند.حتی یکی از انان به فیلمبردار سمینار حمله ور شد و او را مورد تهدید و ضرب وشتم قرار داد. سرانجام به دنبال حضور جدی حراست دانشگاه این مورخ دگر اندیش به بیرون هدایت شد . پور پیرار در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران حاضر در اجلاس در خصوص علت رفتارهای خشونت امیز معدود مخالفین خود گفت: این اقایان در حال مشاهده فروریختین بنای شیشه ای عظیمی هستند که طی هشتاد سال گذشته با مکعبهایی از جعل و جهل برای انها ساخته است...به آنها حق دهید که خشمگین باشند! تهیه و تنظیم: سودابه روزبهان- زنجان |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 11:6 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||
|
|
|
|
|
بیرلشمیش میللت لر تشکیلاتی((ب م ت) تهلوکه سيزليک شوراسي ايران پرئزدئنت ينين بياناتی پيسله ميشدير (۸۴/۸/۸) آذساو بی-سي-ي ايستينادلا خبر وئرير کي, ب م ت تهلوکه سيزليک شوراسي ايران پرئزيدئنتي محمود احمدي نئژادين ايسرائيلي يئر اوزوندن سيلمک چاغيريشيني پيسلميشدير. بير نئچه اؤلکه نين باشچيلاري و ب م ت-نين باش کاتيبي کوفي عننان دا بئله بياناتلارلا چيخيش ائتميشلر. ايران پرئزيدئنتينين بياناتينا جاواب اولاراق, ايسرائيل ب م ت-نين سئسسيياسيني کئچيرمي, ايراني تشکيلاتدان چيخارماغا چاغيرميش و اونون حرکتينين بوتؤله پيسلنيلمسيني آلقيشلاميشدير. ک.عننان بيلديرميشدير کي, ايران پرئزيدئنتينين ايسرائيل يئر اوزوندن سيلينمليدير سؤزلري اونو دهشته گتيردي. او, ايرانا خاطيرلاتميشدير کي, ب م ت اوزولري بير-بيريني گوج ايشلتمک له هده لمه مه ليدير. لاکين ايران پرئزيدئنتي اؤز سؤزلريندن ايمتينا ائتمير. اوکتيابرين 28-د تئهراندا ايسرائيل علیه نه نماييشده ايشتيراک ائدن محمود احمدي نئژاد بيلديرميشدير کي, اونون دئديکلري حاقلي و عدالتلي سؤزلردير. او, غربين مطلبه داخليل اولمايان تنقيديني ده ردد ائتميشدير. هر ايل مقددس رمضان آيينين آخيرينجي جومه گونو کئچيريلن فلسطين خالقي ايله هم راي ليک گونوند تئهرانين و ديگر شهرلرين کوچلرين چيخان مينلرله ايرانلي اوجادان ايسرائيل اؤلوم!, آمئريکايا اؤلوم! شعارلاري سؤيلميش, بو اؤلکه لرين بايراقلاريني يانديرميشدير. ايسرائيل ايله دانيشيقلاردا فلسطين نمايندسي ساحيب رکات ايسه دئميشدير کي, ايسرائيلي خريطدن سيلمک دنسه, بورادا فلسطين دؤولتينين مئيدانا گلمسين چاليشماق لازيمدير. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 11:58 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی که از تهران به مراغه رسیدند اهالی را جمع کردند و با صدای بلند در مسجد شهر به ما گفتند: «شرکت آتی ساز با سرمایه گذاری میلیاردی خود مراغه را زیباترین شهر شمال غرب ایران خواهد کرد.ما برای موفقیت در این پروژه عظیم نیازمند همکاریهای شما اهالی نجیب مراغه هستیم»!... و ما اهالی نجیب مراغه چقدر خوشحال بودیم از اینکه این شرکت بزرگ تهرانی از پایتخت آمده و از بین صدها شهر ایران مراغه را انتخاب کرده است!... پیش خود می گفتیم :خدا را شکر، شهرمان ترقی خواهد کرد...مراغه عزیز و تاریخی بار دیگر چون صده های میانی آباد خواهد شد...جلوه دورانهای پرشکوه گذشته را خواهد یافت...چشم و چراغ آذربایجان عزیز خواهد شد...چرا که برادران تهرانی امده اند تا به ما کمک کنند!... آنها از جاهای دور آمده اند تا کسانی را که همیشه از آنها با عبارت زیبای « آذری غیور» یاد کرده اند کمک کنند...دستشان درد نکند...پایشان خسته نشود...خوش آمدید،بفرمایید... قدمتان روی چشممان،... قدمشان را عزیز دانستیم...ستایششان کردیم و در بهترین اماکن شهر پذیرایشان شدیم... مراغه این شهر انگورهای شیرین اکنون بی صبرانه قصد داشت شهد همه محبتهایش را تقدیم منجیان تهرانی خود کند... خود را شماتت می کردیم که مبادا در رعایت آداب مهمانداری دچار قصوری هر چند کوچک شده باشیم...با خود می گفتیم اینان برادران ماهستند...اساسا کسی که برای کمک به من و یا بهتر بگویم برای نجات ما از فلاکت آمده است میهمان نیست منجی است و صاحب خانه واقعی ما... آنها بزرگان شهر را جمع کردند...مردم عادی نیز با انان بودند...بسیاری از حضار با سینه های مملو از صداقت برای مهمانان عزیز فارسی زبانمان کف زدند...هورا کشیدند... البته بودند جمع کوچکی که در لابلای تشویقهای ممتد و بلاانقطاع ما از ته دل آههای سوزناکی می کشیدند و با نجوا در گوشمان می گفتند: اینقدر مطمئن نباشید...کسانی که سابقه نسل کشی ملت آذربایجان را در 21 آذرماه سال 1325 پشت سر دارند،کسانی که80 سال است مارا در آپارتاید سیاه قومی نگه داشته اند و کسانی که شب و روز ما را با شدیدترین و کثیفترین جوکفارسیها تحقیر می کنند هرگز نمی توانند برادران ما باشند و به ما کمک موثر کنند چراکه تاریخ نشان داده است: سلام فارس سلامتی نمی آورد بدبختی می اورد... اما مگر میشد طرحهای زیبا و پروژه های محیر العقول این شرکت عظیم را دید و از طرف دیگر به سخنان مخالف جمعی مدعی پان تورکیست گوش داد و آذربایجان عزیز را از ترقیات نژاد پاک آریا و یاریهای برادرانه آنان بی نصیب کرد!... وه چه زیبا و رویایی بودند این نقشه ها و تصویرها... اینجا مراغه است... شهری بسیار زیبا با باغات انبوه،تاریخی سیال و ممتاز در قلب آذربایجان همیشه سرفراز... و اینجا قرار است خیابان متمدن و مترقی جام جام مراغه شود... می بینید چقدر زیبا و مرتب است... حتما با خود می گوئید که الحق این همه قشنگی زیبنده نام زیبای جام جم نیز هست...بی شک تورکچولر و یا بقول برادران عزیز فارس زبانمان پان تورکیستها اگر خائن نباشند حتما جاهلند...آنها نمی خواهند ما ترقی کنیم... اشتیاق ما روز به روز بیشتر می شد... به همین دلیل شرکت نجات بخش آتی ساز توضیحات بیشتری از طرحهای خود را به شرح ذیل منتشر کرد... پروژه جام جم مراغه شهر مراغه از شهرهاي پر اهميت خطه آذربايجان با جاذبه هاي بسيار ديدني ، در شرق درياچه اروميه واقع شده است . مراغه با باغها ، بازار بزرگ و پررونق و به واسطه درصد خانه معروف كه روي تپه اي مشرف به شهر قرار دارد از اين شهر ، شهري علمي و فرهنگي با گذشته اي درخشان ساخته است . پروژه احداث بلوار و ساختمان هاي اطراف آن در بخش قديمي و محل بازار قديم مي تواند بر رونق شهر بيافزايد و بسياري از مشكلات آن را حل نمايد ، اين پروژه با طراحي مدرن شهري در بافت قديم و توجه به زمينه و بسترهاي موجود ، انسجام و پيوستگي مناسب آن با گذشته و امروز ، سازگار نمودن طرح با زمينه آن كه از مهمترين بحث هاي امروز طراحي در بافت هاي قديم است را از اهميت بسيار بالايي برخوردار نموده و از آنجائيكه اين طرح براي توسعه و ارائه شهر نيز الگو مي باشد بر اهميت طراحي آن افزوده و به آن كاملاً توجه شده است . موضوع پروژه : احداث بلواري است به عرض 60 متر و طول 580 متر مابين خيابان هاي واحدي و كاشاني كه در طرفين بلوار به عرض 30 متر نسبت به احداث مراكز تجاري ، اداري ، مسكوني ، فرهنگي ، مذهبي ، ورزشي ، رفاهي و ... با سطحي حدود 110209 متر مربع اقدام مي شود. پروژه مسكوني گلها- مراغه احداث سه برج 17 طبقه در زميني به مساحت 58.130 متر مربع با زيربناي 25675 مترمربع و 186واحددر يكي از بهترين نقاط شهر مراغه در حال اجراست . اين پروژه كه در سال 82 آغاز شده ، در سال 84 به پايان خواهد رسيد . مشخصات پروژه بلوار جام جم مراغه آتی ساز 73475 متر مربع مساحت زمين پروژه 110209 متر مربع زيربنا(مفيد و مشاعات) 14 بلوک/ واحد تعداد بلوک / واحد 17 طبقه تعداد طبقات 1381 تاريخ آغاز پروژه 1385 تاريخ اتمام پروژه همه کارها کاملا دقیق انجام گرفته است...ان یعنی هوش ایرانی...این یعنی نبوغ ایرانی... گرافیک این ساختمانها را میبیند... ما بزودی صاحب آسمان خراش خواهیم شد...البته اگر تبریزیهای چشم و همچشمی نکنند و اجازه دهند تهران عزیز کارهای خود را آنگونه که هست انجام دهد... به این ترتیب کار شرکت آتی ساز با تبلیغات وسیع از ابتدای سال 82 شروع شد... بخش تاریخی شهر که البته بقول برادران فارس زبانمان دیگر کهنه شده بود و به هیچ وجه قابل مقایسه با عظمت تخت جمشید و پاسارگاد و ... نبود به سرعت تخریب شد!... متاسفانه برخی جاها زیاده روی هم شد و مساجد تاریخی ای چون آغ مچید و قوروش ناقی نیز ویران شدند... خودمان هستیم وقتی گفتند که این مساجد باید تخریب شود تا شهرمان اباد گردد دلم گرفت و با خود گفتم که ایا نمی شد کمی انطرفتر خیابان را می کشیدند... حالا جام جام نباشد خیابان بغلی آن باشد...ما در مراغه که خیابان کم نداریم...حتی می شود خیابان جدیدی در یکی از اضلاع باز مراغه در نظر گرفته شود...اما به خود نهیب زدم و بقول مدیر عامل شرکت آتی ساز و همچنین نماینده دائم العمر مجلس (!)سید مصطفی هاشمی در دل گفتم: این مدرنیزاسیون عجب بهای عاطفی سنگینی دارد... به سرعت باغها،مغازه ها و منزلها خریداری شدند... میگفتند خیلی از مالکین از قیمتهایی که برای ملکشان پرداخت شده ناراضی هستند. میگفتند که دارند به آنها به زور می گویند که تخلیه کنید...حتی می گفتند که برخی از معترضین می خواهند تظاهرات کنند که البته نمی دانم چه شد و چرا نکردند!... بلدزرهای تهرانی بسرعت تخریب می کردند... کار کندن و ویران سازی و هموار سازی در عرض چند ماه بلا وقفه پی گرفته شد... بین اهالی شهر شدیدا شایع شده بود که بلدزرها و کارگران در حال کندن زمین به مجموعه های متنوع ،متعددی و نفیسی از آثار تاریخی قرون گذشته رسیده اند که البته بر اساس گفته مسئولین چندان حاوی ارزش تاریخی نبوده اند!...لذا اشیائی که مهم بودند و اساسا همه آنها مربوط به دوران پرشکوه هخامنشی بودند جمع آوری شده به تهران منتقل شدند و بقیه هم که متاسفانه فدای آبادانی شهر شدند!... بنابراین کار باید ادامه پیدا کند و هیاهوی پان تورکیستها برای توقف کارهای ساختمانی نباید جدی گرفته شود چراکه باز تکرار می کنیم آنان اگر مزدور نباشند دست کم جاهلند!... همه می دانیم که مراغه بهشت مکشوفات تاریخی ایران است... بسیاری از آثار فسیلی و تاریخی مراغه در موزه های دنیا در معرض نمایش گذاشته شده اند... مثلا به این فسیل بی نظیر نگاه کنید: این فسیل کم نظیر مال مراغه است و در موزه ایالات متحده آمریکا نگهداری می شود... اما آدم یعنی تفکر و تحلیل ...مگر می شود فکر نکرد و نسبت به برخی از گفته ها تردید نداشت... با خود گفتم که وقتی فسیل مراغه این هم ارزش دارد پس چرا میگویند آثار تاریخی مکشوفه چندان قابل اعتنا نبود؟!...نکند پان تورکیستها درست می گویند؟!...نکند آنها را بی دلیل متهم می کنیم؟!...نکند اینهایی که آمده اند برادران ما نیستند بلکه غارتگر اموال مردم و تاریخ ما هستند؟!... نه نه ...امکان ندارد... فارسهای عزیز از تهران آمده اند تا شهر ما را آباد کنند...چه کسی است که نداند این شرکت آتی ساز در تهران نیز کارهای خیلی زیادی انجام داده... مثلا به این عکسهای خوشگل زیر نگاه کنید... الحق که زیبا هستنند... این ساختمانهای مدرن کار شرکت اتی ساز در تهران است...آنان سابقه ممتازی از تاسیس و احداث بنای بلند مرتبه و عالی ساز دارند... اما زمان می گذشت وپیشرفت پروژه شرکت اتی ساز اصلا مطابق با اعلام برنامه آنها نبود...اگرچه بافت تاریخی و قدیمی شهر ویران شده بود اما هیچ خبری از ساخت و ساز و ترقی و تمدن نبود... در طی این مدت بسیاری با بیل و کلنگ در حال کندن زمین و خارج کردن برخی از اشیا بودند و آنها را با خود می بردند... تورکچوها و آذربایجانچی ها و در واقع فرزندان واقعی و اصیل انایورد عزیز ما با بجان خریدن همه خطرات و مصایب حرفهای روشنگرایانه خود را فداکارانه می گفتند : مردم هشیار باشید ...گروهی بنام توسعه و ابادانی آمده اند تا شهر تاریخی ما را ویران کنند و تاریخ شهر ما را بدزدند...آنها فقط چشم به ثروتهای ملت آذربایجان دوخته اند و می کوشند تا با تخریب و تحریف هویت ملی و تورکانه 35 میلیون تورک در ایران، راحتتر فرهنگ و زبان هزاران ساله و بسیار بسیار غنی و قوی ما را نابود کنند...آنها بدنبال ایجاد اختلاف در میان شهرهای ما هستند...فقط هدفشان ایجاد تفرقه میان تورکهای آذربایجان است...آنها همیشه سعی می کنند تهران را خوب و تبریز را بد نشان دهند... مگر یادتان رفته قدیمی ها می گفتند که این سیاست انگلیس است: تفرقه بینداز وحکومت کن... تورکها می گفتند: برادران و خواهران عزیز دشمنان خود را بشناسید...دوستانتان را هم بشناسید...کسانی که اقتصاد آذربایجان را خاکستر کرده اند و در کویر صدها برابر بیشتر از شمال غرب مستعد آبادانی سرمایه گذاری کرده اند...،کسانی که فقط آذربایجان را در توسعه اعتیاد و فقر آزاد گذاشته اند...کسانی که در ابتدای دهه هفتاد کمک کردند تا ارامنه بعنوان جنایتکارترین نژاد تاریخ بشر، قره باغ عزیز ما را اشغال کنند واهالی خوجالی و کلبجرو شوشا و خان کندی و آقدام و چندین شهر دیگر ما را قتل عام کنند دوستان ما نیستند....آنها الان هم در تهران و اصفهان دست ارامنه را باز گذاشته اند تا فرزندان تورک را درخیابانها چاقو بزنند...آنها می گفتند این چه پروژه ای است که بنام ابادانی و در اصل برای ویرانی شهر تاریخی و عزیز مراغه تدارک دیده اند... آنها توضیح می دادند که اکنون در تبریز،اردبیل،قزوین،قره داغ،زنجان،همدان ،ساوه،سونقور،بیجار،تیکان تپه،اورمو،ماکی،انزلی، ... همین بلا را بر سر دیگر آثار باستانی مربوط به تورکها و آذربایجانیهای میآورند...اما در مقابل همه روزه از طریق وسایل ارتباط جمعی فاشیستی خود صحبت از احتمال سائیده شدن پله های تخت جمشید زیر پای معدود بازدید کنندگانش می کنند... فکر کردم...بازهم بیشتر فکر کردم...اما تبلیغات شدیدی که علیه انها راه افتاده بود مانع از آن بود که بسرعت واقعیت را کشف کنم... ایا افتاب همیشه پشت ابر خواهد ماند؟! مطمئنا خیر...با خود گفتم براستی اقدامات شرکت آتی ساز تهران، آتیه سوز مراغه آذربایجان است... آنها آمده اند تا همچون گذشته، جنت آذربایجان را تبدیل به بیابان و کویر و جهنم کنند... به پیشنهاد یکی از این برادران عزیز و روشنگر تورکم اشعار زیبای بولوت قاراچورلوی مراغه ای را خواندم ... همان بزرگواری که استاد شهریار برایش سهندیه را نوشته است... سروده بود : ...اوزگه ائللره یاغ اولماق داها بسدیر................دوغما ائللریمیز قارانلیقدادیر... و بئله لیکه هر زادی دوشوندوم... دوشمانین یاراتدیغی یالانی و توره تدیگی دومانی آراسیندان آجی حقیقتلری گوردوم... قوندارما آذری لیگین داشین آتدیم... من آریائی اولماق ایسته میرم... من ایستیرم اوزم اولام... 7000ایللک اوز تاریخیمه صاحیب چیخام... ایندی ایسه من بیر تورکم و بیر آذربایجانلی... یاشاسین تورک یاشاسین آذربایجان هولاکو....مراغه |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 20:7 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||
|
|
|
|
|
اهالي آگاه مراغه به شوونيستهاي فارس ومزدوران خود فروخته اش«نه»ي بزرگي خواهند گفت! ملت بيدار،صبور و تاريخ ساز آذربايجان 35 ميليون هموطن غيور و شريف تورک متاسفانه پروژه استان سازي جديدي در آذربايجان با طراحي فاشيسم فارس و با اجراي جمعي از مقامات مزدور بومي و غير بومي محلي براه افتاد است و هدف آن فرود آوردن خنجر جديدي بر تماميت تاريخي و مقدس آذربايجان است. سيد مصطفي هاشمي نماينده ضد ملي مراغه در مجلس شوراي اسلامي مسئوليت ظاهري عملياتي کردن اين پروژه ضد آذربايجاني را بر عهده گرفته است. وي که با کمک مقامات نظامي و امنيتي شهر توانسته متواليا پنج بار کرسي وکالت مجلس شوراي اسلامي را به خود اختصاص دهد مجدانه در تلاش است تا در ادامه خيانتهاي 80 سال گذشته فاشيستهاي فارس، با تجزيه شهرهاي بيناب، قوشاچاي، هشتري،عجب شير و مليک کندي در غالب استان سهند، سرزمينهاي ديگري را از تحت استيلاي نام مقدس آذربايجان خارج کند . عوامل ضد آذربايجاني مذکور جهت رسيدن به روياهاي ضد ملي خود مستمرا درراه افشاندن بذر هاي پليد و هرزه اختلاف در ميان شهرهاي مختلف آذربايجان هستند. اين دشمنان شناخته شده با ادعاهاي دروغين،زشت ونفرت انگيزي چون «تبريز مانع پيشرفت اقتصادي مراغه شده است» بصورت رذيلانه اي سعي مي کنند تا فاشيستهاي تهران را که قطعا مهمترين عامل عقب ماندگي، انهدام و در يک کلام بدبختي هولناک آذربايجان و حتي تبريز بوده اند را از همه جرائم مشهود تاريخي خود عليه آذربايجان و تورکها تبرئه کنند. ما بارها از مقامات مزدور محلي پرسيده ايم؛ - چرا بجاي اينکه شهرهاي آذربايجان را يکي بعد از ديگري با نامهاي غير آذربايجاني استان کنيد سراغ استان سازي در استانهاي بسيار پهناوري چون کرمان،يزد،اصفهان،سمنان و فارس نمي رويد و اهالي به شدت مشتاق استان شدن شهرهاي بزرگ اين استانهارا راضي نمي کنيد؟! - چرا اگر قرار است مراغه و يا ديگر شهرهاي آذربايجان استان شود همانند سه استان جديد التاسيس خراسان با نام تاريخي خود نامگذاري نمي شوند؟! - چرا دوست داريد آذربايجان را صد تکه کنيد، آذربايجان شمالي را با نام مجعول آران خطاب کنيد ، درياي خزر را با اسامي غير تاريخي نامگذاري کنيد و نام تورکي و بومي صدها شهر،روستا و محله را عوض کنيد و در مقابل با تبختر کودکانه اي نام خليج جنوبي ايران را «هميشه فارس» بدانيد ؟! - چرا بجاي اينکه شهرهاي آذربايجان را بصورت حيرت انگيزي پشت سرهم استان کنيد بودجه آذربايجان را آنگونه که شايسته آن است پرداخت نمي کنيد ؟! اين درحالي است که در استانهاي کويري 350 برابر بيشتر از آذربايجان سرمايه گذاري کرده ايد! - چرا مدام مي گوئيد مشکل اصلي شهرهاي آذربايجان عدم اختصاص عادلانه بودجه از سوي تبريز است و هرگز از مظالم خوفناک اقتصادي مرکزعليه ايالت آذربايجان و به ويژه شهر عزيز و مظلوم تبريز سخن نمي گوئيد؟! - چرا رتق و فتق همه امور شهر مراغه را به فراموشي سپرده ايد و تنها مي خواهيد مراغه را با اصرار و هياهو استان کنيد؟! - چرا مانع از تحصيل اهالي تورک مراغه و ديگر شهورندان تورک ايران به زبان مادري خود مي شويد،مهد کودکها را تبديل به قتل گاه فرهنگ و زبان مادري ما کرده ايد و ساده ترين و بديهي ترين تجمعات هنري و ادبي اهالي مراغه را در نطفه خفه مي کنيد؟! - اگر صادق هستيد چرا مانع از تحقير آشکار ملت سرافراز تورک آذربايجان در رسانه هاي گروهي و رسمي خود نمي شويد؟! - چرا در برابر تخريب وحشتناک آثار باستاني و تاريخي شهر مراغه که در پروژه مغرضانه آتي ساز در خيابان جام جم کاملا مشهود است به دفاع بر نمي خيزيد؟! - چرا مانع از فعاليت آشکار دزدان عتيقه و قاچاقچيان آثار تاريخي مراغه نمي شويد که هستي ملت تورک آذربايجان را تاراج مي کنند؟! - چرا فکري براي آب شرب شهر و نيز آب کشارزي مزارع و باغات مراغه نمکنيد!؟ - چرا شغل ايجاد نمي کنيد و اجازه مي دهيد بيکاري جنون آور جوانان روز به روز بيشتر شود؟! - چرا به فکر صدها روستاي در حال انهدام مراغه نيستيد و در کمال سکوت و آرامش شاهد پر پر شدن ظالمانه اين قبيل مراکز جمعيتي و هويتي ملت آذربايجان هستيد؟! - چرا جلوي توزيع شگفت انگيز مواد مخدر را در شهر سد نمي کنيد؟! - چرا ... مردم مي پرسند آيا بايد استان شد تا همه مواهب فوق را به دست آورد؟آنها مي گويند مگر شهرهاي قزوين و اردبيل به رغم اينکه يک دهه از استان شدنشان مي گذرد به ثروت و مکنت رسيده اند که مراغه نيز چنين شود؟! آنها فرياد مي زنند اگر شما صداقت داشتيد شايعه ضرورت تاسيس استان مجعول کورد نشين مکري را در اذربايجان غربي رواج نمي داديد و يا شهرها و مناطق تورک نشين شرق آذربايجان را به گيلان واگذار نمي کرديد؟! اهالي بييدار مراغه مي گويند شما که پيوسته هويت آذربايجاني و تورکي ملت مارا انکار مي کنيد و فرزندان وطن پرست مارا به بهانه هاي مختلف زنداني،حبس ،شکنجه و تبعيد مي کنيد حق نداريد دايه مهربانتر از مادر شويد و مزورانه سبب ايجاد اختلاف ميان شهرهاي متحد و يکپارچه آذربايجان عزيز شويد؟! در پياين ما امضا کنندگان اين طومار به صراحت اعلام مي کنيم که اگرچه بصورت مشروط مخالف استان شدن مراغه تحت نام آذربايجان نيستيم اما با هرگونه توطئه استان سازي که هدف آن تجزيه جديد آذربايجان باشد با تمام توان رخورد خواهيم کرد. همچنين ما با تمام وجود خواهيم کوشيد تا ان شاءالله تک تک شهرها واستانهاي تاريخي جدا شده از آذربايجان عزيز را چه در طول سواحل درياي خزر و چه در مرزهاي عراق بطور کامل اعاده کنيم. جمعي از کارمندان ادرات دولتي مراغه |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 9:18 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||
|
|
|
|
|
دونیا اوشاقلا رگونو مناسیبه تینه تبریزده کئچیریلن تورنین فیلملری Dünya uşaglar günü munasibetine tebrizde keçirilen toreninin filmleri
http://www.azerun.com/htdocs http://www.azerun.com/htdocs http://www.azerun.com/htdocs http://www.azerun.com/htdocs http://www.azerun.com/htdocs http://www.azerun.com/htdocs http://www.azerun.com/htdocs http://www.azerun.com/htdocs http://www.azerun.com/htdocs |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 9:16 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||
|
|
|
|
|
عملیات انهدام زبانهای غیر فارسی در مهد کودکهای ایران کلید خورده است طی دهه گذشته به دلیل شاغل شدن والدین و بدنبال آن گسترش مراکز مهد کودک و پیش دبستانی در سراسرکشور، سیاست آسیمیلاسیون ملی وارد فاز جدیدی گردیده و اینبار عملیات انهدام زبانهای غیر فارسی در مهد کودکها و مدارس سراسر ایران بصورت اعلام نشده اما کاملا سازمان یافته و ضربتی کلید خورده است! توجه به این امر لازم است که تصمیم گیرندگان فرهنگی کشور مطابق مفروض ارتجاعی « ایران مساوی فارس است و حیات هر زبان غیر فارسی تهدیدی برای امنیت ملی محسوب می شود» (!!!)، تلاش وسیعی را برای قتل زبانهای بومی ایران و حتی حذف لهجه های غیر رسمی زبان فارسی آغاز کرده اند. در واقع طی دهه گذشته با رشد مبارزات بیداری بخش فعالان تساوی حقوق اقوام و ملل ایران بخصوص فعالین حرکت ملی آذربایجان، تلاشهای ضد ملی افراطیون فارس بصورت خطرناکی از مرحله پندار شوونیستی عبور کرده و وارد مرحله کردار فاشیستی شده است. به جرات می توان گفت که حجم حملات و هجومات رسانه ای و تبلیغی جریانهای افراطی فارس گرا علیه حیات فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی اقوام و ملل ایران بخصوص ترکها و عربها، طی دهه اخیر به اندازه همه هشت دهه حاکمیت کودتایی افراطیون فارس بوده است! اما به نظر می رسد به دلیل عدم موفقیت دهها شبکه تلویزیونی و رادیویی صدا وسیما و نیز جریانهای لمپن مروج «جوکفارسیهای ضدفرهنگی» در تغییر زبانهای بومی اقوام و ملل غیر فارس (که در حدود 75 درصد کل ساکنین ایران را در بر می گیرد)، اکنون شبانه روز تلاش می شود تا زبان مادری کودکان مناطق غیر فارس نشین ، هنگامی که از خانواده جدا شده و تحت عنوان نگهداری و آموزش به مراکز مهد کودک و مدرسه سپرده می شود کاملا به« زبان رسمی» و در حقیقت «زبان قاتل» تغییر یابد. در واقع اکنون درابتدای قرن بیستم، تئوری های کهنه و فاشیستی امثال افشارها، ورجاوندها، ماهیارها،شیخ الاسلامی ها و احمدی ها برای تغییر زبانهای اقوام و ملل ایران بر اساس سیاستهای ضد انسانی پان اریانیسم در حال عملیاتی شدن است.آنهم در شرایطی که دنیای آزاد هیولای هفت سر نژاد پرستی را حتی در بسیاری از کشورهای عقب مانده همچون افغانستان به زنجیر کشیده است! به این ترتیب مطابق بخشنامه های سازمان بهزیستی و وزارت آموزش و پرورش، مسئولین مراکز مهد کودک و مدرسه موظفند تنها به زبان فارسی صحبت کنند،آموزش دهند و همچنین از تکلم زبانهای غیر فارسی در میان کودکان ثبت نام شده در این اماکن خودداری کنند. حتی طبق این قبیل بخشنامه ها به مربیان مهد کودک توصیه می شود به کودکان تذکر دهند که در منزل نیز با والدین غیر تات زبان خود به زبان تاتی صحبت کنند چراکه در غیر اینصورت به اصطلاح مربیان مهد کودک « خاله کلاغه » به آنها خبر خواهد داد! این در حالی است که مطابق کنوانسیون حقوق کودک مصوب دوم سپتامبر سال 1990 میلادی دولتها موظفند از هرگونه رفتارهای تبعیض آمیز قومی و مذهبی و نژادی در قبال کودکان جدا خودداری کنند. بعنوان مثال در بند اول از ماده دوم این کنوانسیون امده است: ماده 2 (ممنوعيت تبعيض) 1) )حکومتهای عضو اين پيمان، برای هر کودکی که در قلمرو آنهاست، بدون تبعيض و يا فرق گذاری و بدور از هرگونه وابستگی به نژاد، رنگ پوست، منشاء اجتماعی و قومی و يا ملی، ميزان دارايی، معلوليت، وضعيت سرپرست و يا والدين و هر موقعيت ديگری که کودک در آن است، اجرای حقوق مندرج در اين پيمان نامه را تضمين ميکنند. همچنین درمواد 29و 30 این کنوانسیون امده است: ماده 29 (اهداف تربيتی) 1) )حکومت های عضو پيمان تاييد می کنند که تربيت بايد: ماده 30 (حمايت از اقليت ها) کودکان متعلق به اقليت های مذهبی، قومی و يا زبانی در کشورهايی که اين اقليت ها وجود دارند، دارای اين حق هستند که همراه ديگر آشنايان بطور جمعی يا فردی از زبان فرهنگ و مذهب خود برخوردار بوده و از آنها استفاده کنند. خاطر نشان می شود مسئولین همچنین در پرورشگاههای کودکان بی سرپرست و همچنین دارالتادیب ها در مناطق غیر فارس زبان نیز فقط به زبان فارسی حق صحبت با کودکان مذکور را دارند.بی شک در این صورت زبان فارسی بیش از پیش نقش یک «زبان قاتل»را ایفا خواهد کرد و سیاست «انهدام فرهنگی» بومیان بصورت قویتری به مورد اجرا گذاشته خواهد شد. این گونه رفتارهای تبعیض آمیز همچنین با حقوق پایه ای کوکان مندرج در بیانیه جهانشمول حقوق کوئک مصوب 11 ژوئن سال 2004 نیز ضدیت اشکار دارد.مطابق این بیاینه « تعلقات ملی و مذهبی و اخلافی و قومی و فرهنگی سرپرستان و نزدیکان و مربیان و بعلاوه ایدئولوژی حاکم بر جامعه نمی تواند مانعی در برخورداری همه کودکان از (حقوق موجود)در مفاد این بیانیه شود.» ارتجاعیون فارس همچنین اقدام به صدور مجوز دوبله کارتونها و فیلمهای گروه سنی کودک به برخی از موسسات کرده اند. متاسفانه این مراکز سودجو به هنگام دوبله این تولیدات خارجی، عمدا اقدام به دوبله کارکترهای مسخره،حاشیه ای و یا خلافکار فیلم به لهجه های بومی و بخصوص لهجه من در آوردی «آذریهای پارسی گوی» می کنند! شما می توانید در فیلمهای کارتونی وبسیار محبوب هیولا، در جستجوی نمو و نیز قسمت دوم شاه شیر شاهد این قبیل دوبله های تاسف بار باشید. این فیلمها در حال حاضر باقیمتهای بسیار نازل(در حدود 1000تومن) و سطح توزیع وسیع (صدها هزار تیراژ)در اختیار متقاضیان گذاشته می شود. در کنار این برنامه های دوبله شده می باید به سی دی های حاوی انیمیشنهای تاریخی - آموزشی تولید شده توسط دفتر تکنولوژی آموزشی وزارت آوزش و پرورش نیز اشاره نمود که بصورت دهشتناکی ترکان و اعراب را انسانهای خونریز، ضد تمدن و ابله و در مقابل فارسها را انسانهایی متمدن ،اخلاقی ونظیف نشان می دهد. این سی دی های موهن و مملو از تحریفات تاریخی ، به رغم اعتراضات مردم بارها از شبکه آموزش صدا وسیما تحت عنوان داستان تاریخ برای دانش آموزان منتشر شده است.طبعا ارتکاب چنین سیاستهای نزاد پرستانه ای به معنی اعمال آپارتاید و نقض آشکار بند ج ماده 29کنوانسیون حقوق کودک است که می گوید: «نسبت به والدين، هويت فرهنگی و زبان و ارزش های ملی سرزمين پدری ايجاد علاقه و توجه نموده و احترام به فرهنگ ديگر سرزمين ها را تقويت کند.» اما با ورود امواج ماهواره ها به درون خانه ها انحصار پخش برنامه ها از صدا و سیمای ایران گرفته شده است. بنحویکه در حال حاضر در برابر بیش از 20کانال رادیوئی و تلویزیونی ملال آور، جانبدارانه و تکراری صدا وسیمای ایران ، صدها کانال ماهواره ای به خصوص در زبانهای ترکی استانبولی،عربی، ترکی آذربایجانی،ترکی ترکمنی و کردی در حال دریافت در سراسر ایران است که از برنامه های بسیار متنوع آموزشی، انیمیشنهای جذاب، موسیقی های شاد و در کل پر محتوا برخوردار هستند. در این میان پخش برنامه موهن «ضرورت آموزش کودکان )به اصطلاح (مناطق دو زبانه به زبان فارسی»، در مجموعه هفته گی عمو پورنگ ، از طریق کانال یک شبکه سراسری در عصر روز جمعه 24 تیرماه ، بخوبی نشان داد که دست اندرکاران شوونیزم فارس به دلیل ناکامی های مشهود در صدد استفاده از تمام ظرفیتهای فاشیستی خود هستند. (خبر کامل.................................................................................................... http://www.durna.se/hemedanli_purreng.htm ) این تصور که برنامه مذکور بصورت تصادفی از این شبکه سراسری پخش شده امری کاملا مردود است.شواهد نشان می دهد که مسدولین برنامه های کودک در صدا وسیما بر اساس طرح مشخصی سعی در محو زبانهای غیر فارس و حذف شان اقوام و ملل ایران بخصوص ترکها و عربها دارند.شما می توانیدبرای اطمینان از منویات این جریان، هر صبح جمعه سیلی از جوکفارسهای لجن را از صدای تهران شاهد شوید! سیاست ضد انسانی ای که امروز در مهد کودکها،مدارس و کانونهای فکری و فرهنگی کودکان تحت عنوان تعلیم و تربیت در حال اجرا شدن است موضوعی بسیار مهم وخطرناکی است که می باید مد نظر عموم فعالین تساوی حقوق اقوام و ملل ایران بخصوص فعالین حرکت ملی آذربایجان قرار گیرد. برای مبارزه با این سیاستهای ضد انسانی از همین اکنون باید به پا خیزیم و اراده ملی خود را به عوامل ارتجاعی و افراطی فارس گرا تحمیل کنیم. قطعا فردا دیر است! رویا زویا.....تکنولوژیست آموزشی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 9:3 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||
|
|
|
|
|
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اهدای جایزه صلح نوبل به آژانس اتمی و البرادعی را پیامی به ایران قلمداد کرد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 8:51 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||
|
|
|
||
جرج بوش ايرانینان سوريه نی تهديد ائتدی● بوش: کشورهای حامی (تروريسم) مانند سوريه و ايران دارای سابقه ای طولانی در همکاری باتروريست ها هستند و قربانيان ترور نبايد در مقابل آنها صبر و حوصله نشان دهند چرا که مستحق آن نيستند.
● حالا که آمريکا يک ديکتاتور در قالب صدام حسين را بيرون کرده، به تماشا نخواهد ايستاد تا "آدم کشها" بيايند و کنترل عراق را به دست گيرند. وی همچنين بار ديگر به زبانی تند به ايران و سوريه، همسايگان عراق، درباره آنچه آمريکا حمايت از تروريسم می خواند هشدار داد. رئيس جمهور آمريکا به علاوه گفت که از زمان حملات 11 سپتامبر 2001 تاکنون دست کم 10 تلاش القاعده برای حملات تروريستی - سه عدد از آنها در خاک آمريکا - خنثی شده است. وی جزئيات بيشتری در اين زمينه ارائه نکرد. آقای بوش طی اين سخنرانی که در موسسه مطالعاتی "صندوق ملی دموکراسی" در واشنگتن ايراد می کرد هشدار داد که اگر آمريکا قصور کند عراق به دست القاعده خواهد افتاد. وی گفت: "کسانی که فکر می کنند بايد برای کاسته شدن از تلفات جنگ، عراق را همين حالا ترک کنيم گرفتار توهمی خطرناک هستند. اگر زرقاوی و بن لادن زمام امور عراق و مردمش را در دست گيرند ايمنی ما افزايش خواهد يافت يا کاهش؟" آقای بوش گفت حالا که آمريکا يک ديکتاتور در قالب صدام حسين را بيرون کرده، به تماشا نخواهد ايستاد تا "آدم کش ها" بيايند و کنترل عراق را به دست گيرند. 'امپراتوری اسلامی' وی گفت: "پيکارجويان معتقدند اگر کنترل يک کشور را به دست گيرند توده های مسلمانان بسيج خواهند شد و به آنها امکان خواهد داد تمامی دولت های ميانه رو در منطقه را براندازند و يک امپراتوری راديکال اسلامی که از اسپانيا تا اندونزی را در بر می گيرد ايجاد کنند." آقای بوش از مصر، اردن و پاکستان به عنوان کشورهايی که پيکارجويان معتقدند در نهايت کنترل آنها را به دست خواهند گرفت نام برد. وی پافشاری کرد که تنها را ايجاد صلح پايدار در عراق ثبات قدم و استمرار است. او گفت: "اين دشمن کوچکترين عقب نشينی جهان متمدن را دعوتی به خشونت بيشتر در عراق می داند. بدون پيروزی در عراق صلحی وجود نخواهد داشت. ما بر اعصابمان مسلط می مانيم و اين پيروزی را نصيب خود می کنيم." هشدار تند به ايران و سوريه وی همچنين هشدارهای قبلی اش به ايران و سوريه را تکرار کرد. جورج بوش گفت: "کشورهای حامی (تروريسم) مانند سوريه و ايران دارای سابقه ای طولانی در همکاری با تروريست ها هستند و قربانيان ترور نبايد در مقابل آنها صبر و حوصله نشان دهند چرا که مستحق آن نيستند." "آمريکا ميان کسانی که دست به اعمال تروريستی می زنند و کسانی که از آنها حمايت کرده و به آنها پناه می دهند هيچ فرقی قائل نمی شود چرا که به يک اندازه شريک قتل هستند." خبرنگاران می گويند اين سخنرانی تلاشی از سوی آقای بوش برای جلب مجدد حمايت عمومی از نحوه رسيدگی دولتش به مناقشه جاری در عراق بود. براساس نظرسنجی تازه سی ان ان/يواس ای تودی/گالوپ، 59 درصد از کسانی که در اين نظرسنجی شرکت کردند اکنون جنگ به رهبری آمريکا در عراق را اشتباه می دانند و 63 درصد پاسخ دهندگان نيز خواهان خروج نسبی يا کامل نيروهای آمريکايی از عراق هستند. همزمان نظرسنجی نيوزويک که شنبه منتشر شد حاکی است که ميزان رضايت از عملکرد آقای بوش اکنون به 40 درصد کاهش يافته که ناشی از نحوه رسيدگی او به عواقب طوفان کاترينا و مشکلات جاری عراق است. ايرنا: بوش ادعا كرد كه ايران قصد دارد به آمريكا آسيب برساند ايرنا: رييس جمهورآمريكا روزپنجشنبه ضمن آنكه ايران رابه"حمايت از دهشتافكني"، متهم كرد، مدعي شد كه ايران "براي آسيب رساندن به ايالات متحده و دولتهاي اسلامي ميانهرو" تلاش ميكند. "جورج بوش" در يك سخنراني در واشنگتن به شرح سياستهاي خود در زمينهاي پرداخت كه وي آن را "جنگ عليه دهشت افكني" خواندهاست. بوش دراين سخنراني سهبار از جمهوري اسلامي نام برد و ايران را به"حمايت از دهشتافكني" و به تلاش براي ساخت بمب اتمي متهم كرد. بوش گفته كه مصمم است مانع دستيابي به تسليحات كشتار جمعي رژيمهايي شود كه وي آنها را "ياغي و متحدان دهشت افكن" آنها خوانده است. رييس جمهور آمريكا در اين سخنراني خطاب به مردم كشورش گفته كه "آمريكا و متحدان آن در سال جاري بيش از ۱۰محموله مظنون به فنآوري تسليحاتي ازجمله تجهيزات براي برنامه موشكهاي بالستيكي ايران را متوقف كردند. بوش در بخش ديگري از سخنراني خود گفت "مصمم هستيم مانع پشتيباني رژيم هاي ياغي از گروههاي افراطي و پناه دادن به آنهاشويم. كشورهاي حامي دهشت افكني مانند ايران و سوريه داراي تاريخي طولاني در همكاري با دهشتافكنها هستند و سزاوار هيچ نوع شكيبايي از سوي قربانيان اقدامات دهشتافكني نمي باشند". بوش همچنين گفت "اسلامگرايان افراطي ازسوي رژيمهاي استبدادي مانند ايران و سوريه پناه داده ميشوند كه در آسيب رساندن به آمريكا و دولتهاي اسلامي ميانه رو و استفاده از تبليغات دهشت افكنانه به منظور مقصر معرفي كردن غرب، آمريكا و يهوديان براي ناكاميهاي خود، داراي يك هدف مشترك هستند." |
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 8:38 توسط مارغالی اوغلان
|
|
|||
|
|
|
|
|
مدرسه ده موعلليم دئديم : آغا موعلليم ياپيشدي قولاغيمدان اؤيره نمه سن آب – بابا سنين هاران توركدور؟! آخدي گؤزومون ياشي
آنام مني اويدورماز نييه منيم آديمي هركس يالان دانيشسا لايلاي دئييبدير آنام نه دن گرك يازماياق هئچ عاغليما سيغمايير
يقين كؤتك يئمزديم قوي بؤيويوم بير اؤزوم كيلاسيمدان گله جك
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 11:44 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||
|
|
|
|
فضای روابط تهران و لندن تند و خشن شدبه ادعای لندن هشت انگليسی هفته گذشته در بصره با سلاح های ارسالی سپاه پاسداران کشته شدنداتهامی که در پرده گفته می شد اينک با صراحت مطرح شده و دولت بريتانيا، جمهوری اسلامی را متهم کرده که با فرستادن سلاح های ضد زره به عراق، باعث قتل سربازان اين کشور از جمله هشت نظامی شده که هفته گذشته در بصره به قتل رسيدند. ناظران سياسی اين ادعا را که يک هفته بعد از اوج گيری تبليغات مخالف بريتانيا در تهران اعلام می شود آغاز دور جدی و تازه ای از تيرگی در روابط تهران و لندن می دانند. در گذشته گاه به گاه از سوی منابع ناشناس اخباری درباره دخالت ماموران ايران در عراق توسط منابع نظامی آمريکائی منتشر می شد که وزير دفاع سابق عراق هم آن را تائيد می کرد اما منابع نظامی بريتانيا هرگز اين موضوع را تائيد يا تکذيب نکردند و در تفسيرها گفته می شد که انگليسی ها برای اداره جنوب عراق نيازی به همکاری های ايران دارند و از همين جهت کاری نمی کنند که اين روابط مخدوش شود. تيرگی روابط تهران و لندن از زمانی شدت گرفت که مذاکرات هسته ای در آخرين روزهای دولت خاتمی به مشکل برخورد و همزمان با اعلام تهران به از سرگيری کار تاسيسات هسته ای اصفهان لندن با صدور بيانيه تندی که به تائيد فرانسه و آلمان هم رسيد از تهران خواست که از دست زدن به اين کار پرهيز کند و يا در انتظار ارجاع پرونده هسته ای به شورای امنيت باشد. تهديدی که هيچ گاه شنيده نشد تا زمانی که در ميان ناباوری تهران، هفته گذشته قطعنامه سه کشور اروپائی به تصويب شورای حکام آژانس رسيد و ضربه سنگينی به باورهای تهران وارد شد. قبل از اين آخرين مرحله، گاه به گاه تظاهرات برنامه ريزی شده ای توسط نيروهای حزب اللهی و بسيج در برابر سفارت بريتانيا برپا می شد که هميشه توام با تبليغات شديد رسانه های وابسته به حکومت عليه انگلستان بود، اما هفته گذشته اين تظاهرات جدی تر شد و با انداختن گوجه فرنگی و سنگ و شکستن شيشه های سفارت توام گرديد. در همان حال چند نماينده مجلس از هواداران دولت هم سخن از لزوم اخراج سفير انگليس و قطع رابطه بازرگانی دو کشور گفتند. و در حادترين روزها، تبليغات عليه انگليس و تکرار اصطلاح قديمی "پير استعمار" به صدا و سيما هم رسيد. يکی از مقامهای بلندپايه بريتانيايی طی نشستی خبری در لندن ايران را متهم کرد که فعالانه در حمله به سربازان بريتانيايی در جنوب عراق نقش داشته و به قاچاق سلاحهای ضد زره به عراق کمک کرده است. يک منبع نظامی بريتانيائی به رويترز گفته است سلاح های به دست آمده از جنوب عراق مشخص می دارد که سپاه پاسداران ايران به طور مستقيم در مسلح کردن شبه نظاميان شيعه دست دارد. تحولی که به اين ترتيب در روابط تهران و لندن رخ می دهد و ريشه آن در مذاکرات هسته ای است به نظر ناظران سياسی ماجراهای عراق و روابط آينده عراق تحت اشغال نظاميان تحت رهبری آمريکا را با حکومت ايران در بر خواهد گرفت. و نشانه ای است بر تحولی اساسی در روابط دو کشور که در بيست و هفت ساله با همه فراز و نشيب ها کوشيده اند که اين روابط سردتر از روابط ايران با ساير کشورهای اروپائی نشود. حتی ماجرای جنجالی صدور حکم قتل سلمان رشدی نويسنده انگليسی هم نتوانست اين روابط را به طور کلی قطع کند تا اينک که همزمان با آغاز کار دولت جديد در ايران روابط دو کشور به سوی تيرگی شديد پيش می رود. اما شايد بتوان گفت مهم ترين بخش از اتهام های تهران عليه لندن آن جاست که به دنبال تظاهرات و ناآرامی های ماه گذشته در خوزستان بارها در نشريات و رسانه های دولتی ايران، بريتانيا متهم شد که جاسوسانی را تعليم داده و حتی به ادعای سايت نزديک به پاسداران کسانی در اين ناارامی های قومی دستگير شده اندکه اعتراف کرده اند که توسط انگلستان تجهيز شده اند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 11:38 توسط مارغالی اوغلان
|
|
||